نوروز ازغند
نام شاعر : حسین وطنپور ازغندی
شده نوروز و فصل نوبهار است
به گردش بهترین لیل و نهار است
وصال بلبل و گل در چمنزار
طبیعت این زمان یک شاهکار است
شده زنده درخت و باغ و بستان
ز لطف و رحمت پروردگار است
درختان و زمین پوشیده از گل
برای دیدن گل بخت ،، یار است
به ازغند آی و بین نوروز زیباست
که ازغند در بهارش لاله زار است
زکوه و قله اش بس چشمه جاریست
عجب فصلی برای روزگار است
در اینجا مردمش،مهمان نوازند
ز روی باز آنها آشکار است
به پای سفره هفت سین تو بنشین
به رویش خوردنی ها بی شمار است
ز حلوای سیاه و مغز گردو
ز سوبنی ها که هر عید برقرار است
به حلوا جوزی اش باشد نمونه
که دل از بهر طعمش بی قرار است
من از ازغندم و گویم همیشه
که ازغند از برایم افتخار است